بنیاد فرهنگ و هنر آذربایجان و زبان استاندارد
روزنامه صدای زنجان- ویژه نامه نوروزی 1395(اسفند 94)
علی محمدبیانی- دبیر زبان و ادبیات- زنجان
مقدمه:
خبرهای خوبی که از افتتاح و شروع به کار بنیاد فرهنگ و هنر آذربایجان منتشر می شود، مایه امیدواری برای کنشگران زبان و ادبیات ترکی شده است. امیدواریم با آغاز به کار این نهاد فرهنگی در استان زنجان به انتظار چندین ساله مردم زنجان پایان داده شود. یکی از کارکردهای این بنیاد که نگارنده از آن با عنوان «عمل به واجب عینی» یاد میکنم، شناسایی، تدوین، آموزش و شناساندن زبان استاندارد ترکی برای مردم است. در این صورت این بنیاد مرجعی برای نویسندگان، شاعران، نمایشنامه نویسان، گویندگان و خوانندگان آثار ترکی خواهد بود تا گفتار و نوشتار خود را با آموزش، راهنماییها، و نتایج پژوهشهای آن هماهنگ نمایند. با این کار، قلم پدیدآورندگان آثار و زبان گویشوران به صورت استاندارد و معیار جلوه خواهد کرد. (در اینجا ذکر این نکته لازم است که هر زبانی دو واریانت دارد. واریانت محاوره و گفتاری و واریانت استاندارد یا نوشتاری. اگر چه زبان گفتاری هم برای خود استانداردی دارد، اما در اینجا منظور از زبان استاندارد بیشتر به جنبهای از زبان توجه دارد که در برابر لهجههای مختلف و گوناگونی تلفظها و یا تنوع کلمات برای یک موضوع و... در درون یک زبان قرار می گیرد.)
چنانکه می دانیم یکی از محرومیتها برای قلم به دستان، گویندگان، هنرپیشگان و مخاطبان زبان و ادبیات ترکی در مملکت ما، عدم رسمیت و آموزش زبان معیار و استاندارد ترکی است. در این مسیر نوشتن بر اساس سلیقهها، اجتهادها و لهجههای خانوادگی، شهری، روستایی، صنفی و ایلی و عشایری و... ، باعث پراکندگی اذهان پدید آورندگان و خوانندگان آثار ادبی، خبری و تحلیلی در زبان ترکی شده است. به گونه ای که در این موضوع مخاطبان ما با یک پارازیت ارتباطی مواجه هستند. این پارازیت ها در دو سطح واژگان و ساختار نحوی زبان عمل میکند. برای نمونه ما برای ادای مقصود در برابر کلمه «نیست» فارسی با واژگان مختلفی مثل:
دؤیول، دؤگول، دَییل، دئییل، دؤیور، دئییر، دَییر و... مواجه هستیم که مسلماً یکی از آنها استاندارد و معیار است و یا اینکه باید برای این منظور انتخاب شود تا در رسانهها و نوشته ها جهت سهولت پیامرسانی به عموم مردم به کار گرفته شود.
در سطح ساختار سیستمی و نحوی زبان هم به علت عدم آموزش کلاسیک با گوناگونیها و البته اغلاط گفتاری و نوشتاری مواجه هستیم. زبان ترکی مثل همه زبانها، دارای نحو مخصوص به خود می باشد که گویشوران و پدیدآورندگان آثار زبانی ملزم به آموزش و به کارگیری واریانت استاندارد و معیار آن هستند.
زبان استاندارد چیست؟
یکی از واقعیتهای شیرین در علم زبانشناسی شناخت این مسأله است که هر روستا و شهری و هر قبیله و قومی، دارای لهجهای از یک زبان است. در این تکثّر زبانی نه تنها عامل جغرافیا مؤثر است؛ بلکه عامل فرهنگ و محیط اجتماعی نیز نقش بهسزایی دارد. علاوه بر آن در داخل یک روستا یا شهر و قبیله هم به گونهها و گویشهای متفاوتی از زبان بر میخوریم. گویشهایی مثل گویش بازاریان، گویش حقوقدانان، گویش رانندگان، گویش روحانیون، و... .
علم زبانشناسی به ما می گوید علیرغم وجود هزاران لهجه و لحن و گویش در داخل یک زبان، همهی آنها به یک زبان صحبت میکنند. زبانشناسان این نکته را به ما یادآوری می کنند؛ آنچه تفاوت دارد، گفتار و لهجهی سخنگویان یک زبان است، نه زبان آنها. زبان آن قانون و نحوی است که در ذهن همهی ما وجود دارد، مانند قانون شطرنج یا جدول ضرب که در همهی اذهان یکسان است. اما وقتی می خواهیم آن قوانین را به فعلیت در بیاوریم، می تواند دارای شکل های گوناگون باشد. همه ما می دانیم که چرا با وجود قانون یکسان در شطرنج یا جدول ضرب، کاربرد انسان ها از آنها برابر نیست. درست به همین دلیل است که سخنگویان یک زبان هم، دارای گفتارها و لهجه های گوناگونی هستند.
برای انتقال دانش و فرهنگ و ادبیات به دیگران در زمان حال و آینده، باید شیوهی استاندارد هر زبان را شناخت. زبان معیار، زبانی است تابعِ گرامر، فصیح و بدون کلمات شکسته که هیچ رنگی از یک لهجهی خانوادگی، قومی، روستایی، شهری، صنفی و طبقه ای در آن دیده نمی شود. به عبارت دیگر زبان استاندارد، « فرا لهجه» است.
اگر شما از روی سخن گفتن کسی، به کجایی بودن او پی ببردید و بدانید که از کدام روستا یا شهر و وابسته به کدام ایل و طایفه است؛ بدانید که آن شخص به زبان معیار و استاندارد سخن نگفته است. البته این سخن بدان معنا نیست که ما لهجه و لحن محاورهای خود را کنار بگذاریم؛ بلکه بدین معنی است که باید در هنگام سخن گفتن رسمی و نوشتن شعر و رمان و گزارش خبری و مطبوعاتی و علمی و... از زبان معیار بهره بگیریم، چرا که هدف ما انتقال پیام به همگان است نه به شهر و ایل و قبیله و خانوادهی خود.
مزایای زبان استاندارد
1- نوشتن و گفتن به زبان استاندارد در زمان و بیان صرفه جویی می کند.
2- زبان استاندارد باعث انتقال هم زمان یک مفهوم و گزاره علمی، عاطفی و خبری به انبوهی از مخاطبان میشود.
3- زبان استاندارد باعث همگرایی بین توده مردم و نخبگان می گردد.
4- زبان استاندارد باعث سهولت آموزش و ادبیات زبان به مخاطبان می شود.
5- آموزش زبان استاندارد موجب می شود تا هزینههای مادی و معنوی آموزش دهندگان، سرشکن شود.
6- نوشتن و سخن گفتن رسمی به زبان معیار ترکی، موجب اعتماد به نفس و باعث فصاحت و بلاغت در کلام می شود.
7- خوانندگان و شنوندگان معمولی با خواندن و شنیدن زبان معیار، گفتار محاورهای خود را با آن مقایسه کرده، ضمن تصحیح اغلاط کلامی خود، دانش زبانی و توانایی گفتار خود را ارتقا می دهند. در یک کلام، زبان معیار، باعث ارتقا سطح دیالوگ و سخنگویی شهروندان می شود.
8- زبان استاندارد، همیشه با آرامش و آهستگی همراه است. به همین علّت، اولاً نویسندگان و گویندگان با اطمینان خاطر نوشته و سخن میگویند؛ ثانیا خوانندگان و شنوندگان هم با آرامش خاطر منظور آن ها را در می یابند.
9- چون زبان معیار دارای آرامش و آهستگی است، بنابراین ضمن تلقین تشخّص و آرامش به شهروندان، خوب گوش دادن به دیگران و خوب سخن گفتن با دیگران را هم به دنبال خواهد داشت.
10- وقتی زبان معیار به کار گرفته می شود؛ تمام مخاطبین ( از هر طبقه و شهر و روستایی) با صاحب سخن، هم ذات پنداری می کنند و در این میان کسی احساس غریبگی نمی کند.
11- وقتی شهروندان، مورد خطاب زبان معیار، قرار می گیرند، از هر طیف و طایفه و شهر و روستا و ایل و تبار و طبقه ای و با هر لحن و لهجه ای که باشند، آن زبان را متوجه خواهند شد.
12- ممکن است در لهجههای بعضی افراد «تنافر حروف» و «تنافر معنا» پیدا کرد. بنابراین وقتی با زبان معیار و استاندارد میگوییم و مینویسیم؛ به نوعی فصاحت را به جنگ«تنافر حروف» و بلاغت را به نبرد «تنافر معنا» فرستادهایم که نتیجهاش زیبایی و رسایی و همه فهم شدن زبان خواهد بود.
13- معمولاً روان و ذهن مردم، نوشتهها و سخنانی را که با زبان معیار و جدّی ارائه شود، مشروع و ماندنیتر می داند و در قبول آن امّا و اگر کمتری به کار می برد. بنابراین اگر یک سخنران یا یک گوینده تلویزیونی و یا یک نویسندهي مطبوعات، از زبان معیار ترکی بهره بگیرد، پیام او جدّیتر و قابل قبولتر خواهد بود.