نگاهی گذرا به زندگی و عرفان شیخ شهاب الدین اهری

 دکتر حسین بوذری(استادیار دانشگاه زنجان)

شهرستان اهر، مرکز سرزمین ارسباران، یکی از شهرهای ایران باستان است. برخی از اهل تحقیق عقیده دارند که شهر یاد شده، هشتصد سال پیش از میلاد مسیح، شهری پادشاه نشین بوده است (1) بزرگانی از قبیل (سعد الدین وراوینی مترجم و نویسنده مرزبان نامه) ستارخان (پرچم دار انقلاب مشروطه) شیخ شهاب الدین اهری، کلنل محمد تقی پسیان از این سرزمین بر خاسته اند. شهر یاد شده نه تنها نویسندگان بزرگ، پرچم داران انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، و مردان سیاسی تربیت کرده، بلکه عارف بزرگی مثل شیخ شهاب  را در دامن خود پرورش داده است.

نام این عارف «محمود» و لقب او «شهاب الدین» بود که  این لقب را استاد و مرشد او «شیخ رکن الدین سجاسی» به او عطا کرده بود. شهاب الدین، در کودکی، زیر نظر پدر خود - میرزا احمد که در آن زمان مکتب دار شهر بود- تربیت یافت. شیخ در چهارده سالگی، در محضر «ملاحسن اهری»، به تحصیل قواعد عربی و سایر علوم رایج پرداخت. در بیست و پنج سالگی برای تکمیل تحصیلات خویش به شهر تبریز رفت، وی در مدرسه سرخاب تبریز با رکن الدین سجاسی -عارف بزرگ نیمه اول قرن هفتم- آشنایی پیدا کرد(3) شهاب الدین چون کرامت هایی از استاد خود مشاهده کرد، حلقه ارادت او را در گوش جان کرد و تحت نظر او به ریاضت عرفانی و چله نشینی پرداخت. استادش از پیشرفت سلوک عرفانی او اظهار رضایت و وی را تحسین کرد. سجاسی سرانجام، دختر خود را به عقد وی آورد و شهاب الدین را به عنوان قائم مقام خود برای ارشاد مردم آن دیار عازم شهرستان اهر کرد. شیخ محمود، تا آخر عمر در آن شهر به ارشاد و هدایت سالکان در خانقاه خود پرداخت تا این که در آن دیار، دعوت حق را لبیک گفت و در خانقاه خود - بقعه شیخ شهاب الدین- مدفون شد.

عرفان  شیخ شهاب الدین اهری

علیرغم اوضاع نامناسب قرن هفتم، تصوف پررونق ترین دوران خود را در این قرن تجربه می کرد و در روزگاری که «مزاج دهر تبه شده»، از هر طرف خیل حوادث در کمین عارفان و مردمان آن زمان بود؛ تصوف و عرفان خانقاه‌ها در اوج عظمت و اهمیت خود به سر می برد. با کمال تأسف در این دوره صوفیگری و درویشی منفی، یعنی انزوا و گوشه گیری و انقطاع کلی از دنیا در رفتار بعضی از عارفان این زمان دیده می شد و همچنین وابستگی و ارتباط برخی از صوفیان و عارفان با اهل قدرت، برای عارفان راستین و اعتبار ایشان مشکل آفرین بود. اتصال صوفیه به قدرت سیاسی اگر چه گسترش نفوذ آنها را مهیا ساخته، ولی از سویی قهراً فساد را نیز در جمع صوفیه، عامل شده است. ایجاد طرایق متعدد صوفیه نیز، اتحاد و یکدلی آرمانی عارفان را خدشه پذیر نموده است.

راجع به  عرفان شهاب الدین، دوست فاضل و همشهری اندیشمند، آقای حسین دوستی، با استفاده از نسخه خطی «عشق نامه» منسوب به شیخ شهاب الدین، مفصل ترین تحقیق را در کتابی تحت عنوان «سیری در احوال و آثار شیخ شهاب الدین محمود اهری»نگاشته اند. آقای بهروز ایمانی، همشهری محقق دیگر، طی مقاله ای با عنوان «برگی از شرح حال محمود اهری» مطالب ارزشمندی را درباره زندگی و عرفان شیخ بیان کرده اند. به عقیده ایشان اطلاعات موثق و بسیار از شیخ شهاب الدین اهری در دست نیست، اما با تدوین آگاهی های اندک و ناچیز که از وی در منابع تصوف و تاریخ موجود است، می توان نمایی کم رنگ از زندگی و شخصیت صوفیانه او تصور و ترسیم کرد.(4) بر اساس منابع موجود می توان گفت که شیخ محمود در مکتب تصوف آذربایجان دارای مقام بلند و شخصیت برجسته ای بود. ولی وی، مثل بسیاری از عارفان، به گمنامی علاقمند بود و مانند بعضی از مشایخ با نگارش و تألیف میانه خوبی نداشته و در نتیجه، اثر دقیقی از خود بر جای ننهاده است.(5) اما با تمام اینها وی عارفی صاحب دل و روشن ضمیر بود، که تحت توجهات استاد خود،- سجاسی- مراحل عرفان را طی کرده و به بالاترین مدارج آن ارتقاء یافته، و به عنوان عارف بزرگ در خانقاه خود به عبادت و ارشاد سالکان پرداخته و عارفان بزرگی را تربیت کرده است. شیخ شهاب، در دوره ای که برخی از مرشدان با نقد و تعریض علیه همدیگر اوضاع را آشفته می کردند و موجب درگیری و نزاع بین فرقه های مختلف متصوف می شدند، با روشن گری خاص خود، موجب اتصال سه فرقه خلوتیه، بیرامیه و مولویه گردیده و فرقه عرفانی واحدی به نام «شهابیه» را ایجاد کرده است. عرفان او، بر خلاف بعضی مشایخ مثبت بود. او اهل شریعت و طریقت بود، و فرایض و مستحبات دین را انجام می داد و  با این شیوه به سیروسلوک عارفانه خود  پرداخته می پرداخت. او از عارفان اهل فقر بود که نه تنها به امور مادی اعتقاد نداشت بلکه میل و رغبت فنابالله را در دل داشت و جز خداوند متعال چیز دیگری را نمی خواست. همان طوری که اشاره شد عارف بر خلاف بعضی از صوفیان، که ازدواج نمی کردند و آن را موجب میل به دنیا پرستی می دانستند و به عنوان عامل باز دارنده مراحل عرفان تلقی می‌کردند، با دختر استاد خود رکن الدین سجاسی ازدواج کرد و فرزندانی نیز از خود باقی گذاشت. عرفان  شیخ از لحاظ دیگری نیز دارای اعتبار و اهمیت بود. او با دو واسطه، استاد «شیخ صفی الدین اردبیلی»،- نیای اعلای سلاطین  صفویه- بوده است. در همین راستا، شاهان صفوی مانند شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس کبیر عنایت خاصی به شیخ شهاب اهری داشتند و به اعتقاد برخی، بقعه شیخ شهاب الدین را پادشاهان یاد شده ساخته‌اند. شاهان صفوی، هر وقت از حدود قراداغ می گذشتند، به زیارت مرقد شیخ شهاب الدین می آمدند. ناگفته نماند شیخ به ریاضت و تهذیب نفس و فقر بسیار علاقمند بود و در اثر منسوب به خود «عشق نامه» همانند مولانا و عطار اظهار علاقه به «حلاج» نموده است و در جاهایی دیگر، ترک خودبینی و خود خواهی را برای سالکان عرفان توصیه کرده است.

در این اثر مباحث دیگر عرفانی از قبیل حق الیقین، فنا و ... ترسیم شده است. بی مناسبت نیست که به کرامت عرفانی شیخ شهاب الدین نیز اشاره شود. زمانی که شاه عباس همراه شیخ بهایی(دانشمند عهد صفوی) به شهر اهر آمد، بعد از زیارت مزار شیخ، شب را در خانقاه او بیتوته کرده بودند، شیخ بهایی برای آگاهی از کرامت و مرتبه‌ی عرفانی شهاب الدین به قرآن مجید تفأل می کند و آیه کریمه زیر را مشاهده می کند که  مقام والای او را در درگاه خداوند متعال نشان می دهد"یبشرهم ربهم برحمه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم خالدین فیها ابدا "( توبه آیات 21 و 22) ناگفته نماند نوشته شیخ بهایی راجع به کرامت شهاب الدین به خط شیخ بهایی در بقعه شیخ موجود است.

                 ابیاتی از عشق نامه

اناالحق ها شنیدم من زحلاج

گهی در مخلصه گاهی به معراج

رسیدم در مراحل سوی جانان

همه مدهوش دیدم بی سر و جان

بترس از اهل ظاهر کین عجایب

چو شمشیرند برّان وین غرایب

چگونه راه حق باطل نمودند

زمردم دور خود هایل نمودند

(سیری در احوال شهاب الدین ص 70 ، 72)

شیخ شهاب  الدین اهری در آثار شاعران

سید ابولقاسم نباتی، -عارف بزرگ قرن سیزده آذربایجان- احترام فوق العاده ای برای وی قائل بود و اشعاری در بیان عظمت او عرفانی او می سرود و درباره شیخ می‌گفت:

بو بقعه گؤروم همیشه آباد اولسون

بنیاد قیلان کیشی بونو شاد اولسون

بی شبهه یقین کی قصر شیرین دور بو

معماری بونون گرگ که فرهاد اولسون

***

ای خوشا خاک قراداغ که خلد آئین است

بوسه گاه ملک و مهبط حورالعین است

عرش با آن عظمت سجده کند بر خاکش

زانکه آرامگه شیخ شهاب الدین است

استاد شهریار نیز درباره عارف، گفته است:

سلسه‌ی شیخ شهاب اهر

پاک نژاد است و درخشان گهر

خدمت او خاصه به این آب و خاک

جوهر جانش بود و تابناک

***

مرحوم عباس بارز شاعر قصیده سرای معاصر آذربایجانی در باره وی می‌گوید:

صبر ائیله کؤنول دردیوه درمان اولاجاقدور

مشکل‌لریمیز بیر به بیر آسان اولاجاقدور

اخلاصیمی ابراز ائدیرم شیخ شهابه

اخلاص عمل باعث غفران اولاجاقدور

******

مرحوم سیف اله دلخون شاعر معاصر، در منظومه «قیزیل قیه‌یه سلام» با اقتباس از سبک حیدربابای استاد شهریار می‌گوید:

افسوس اولا امیدلریم هئچ اولدو

گلنمه‌دیم خدمتیوه گئج اولدو

گویا گئچیب شیخ شهابین چراغی

توپراق آلتدان گلیر اونون سراغی     

******

نصیر پایه گذار شاعر معاصر تبریزی، در کنگره بزرگداشت شیخ شهاب الدین در سال 1374 درباره عارف می سراید:

این عارف ما شیخ شهاب الدین بود

محبوب جهان است و اهر را محمود

یک اختر تابناک و بس پاک گهر

او عطر فشان گشت جهان را چون عود

بین همه عارفان اعصار قدیم

او بود که گوی سبقت از جمع ربود

(به نقل از سیری در احوال آثار شیخ شهاب الدین اهری صص 151 ، 158 )

پی نوشتها:

1-   سیری در احوال وآثار شیخ شهاب الدین محمود اهری، حسین دوستی، اهر،1377

2-   همان مأخذ

3-   شیخ رکن الدین سجاسی از  مشهورترین عارفان نیمه اول قرن هفتم هجری بود، وی مربی و مرشد بسیاری از مشایخ نام آور، از جمله شمس تبریزی، شیخ اوحدالدین کرمانی و شیخ شهاب الدین اهری بود. زادگاه سجاسی، سجاس یکی از بخش های قیدار شهرستان زنجان بود، کیهان فرهنگی، بهروز ایمانی وبسایت WWW.NOORMAGS.COM

4-   آشنایی شهاب الدین اهری با عارف رکن الدین سجاسی از دیدگاه برخی از اهل تحقیق مجعول و ساختگی است.

5-   در انتساب ((عشق نامه)) به شیخ شهاب الدین اهری بین آقای دوستی، محقق بزرگ اهر و آقای دکتر موحد اختلاف نظر است. آقای موحد عقیده دارند که این مثنوی ساختگی است و بعید است که از آثار شیخ شهاب الدین باشد. اما جناب دوستی طی مقالاتی، کتاب یاد شده را از آن شهاب الدین می دانند.

6-   سیر عرفان در اسلام: دکتر زین الدین کیایی نژاد .

7-   مقدمه ای بر مبانی عرفان و تصوف، دکتر سید ضیاء الدین سجادی، سمت، تهران، 1380

  منبع: ماهنامه بایرام- شماره 46- زنجان