|
سن بیزیم بایرامیمیزسان قیشی یاز ائیله میسن...
|
|
|
|
||||
|
نگاهی گذرا به تاریخ قصبه انگوران عیسی قاسم پور(افشار زنگانلی ) پیشتر و در شماره چهارم ماهنامه بایرام در مقاله ای با نام (انگوران،سرزمین دلاوران ماننا وماد) راجع به سرزمین انگوران سخن گفته ام. از اینکه انگوران یکی از شاهک نشین های مهم دولت ماننا بوده و حاکم آن از سوی حکومت مرکزی تعیین می گشته و بارها مورد هجوم آشوریان و اورارتویی ها واقع شده است. از اینکه در جریان یکی از این حمله ها، رهبرروحانی انگوران به نام « پیریشاتی» در قلعه خود به نام "اوراش" که به احتمال قوی هم اکنون بقایای آن در روستای تاریخی ماراش موجود است، در مقابل آشوریان ایستادگی می کند و نهایتاً تسلیم لشکر مجهز به منجنیق و آلات دژکوب آشوری می شود، 6000 سربازش کشته می شوند و او به همراه 1200 تن دیگر اسیر می گردد. در آنجا از قهرمان دلاور دیگری در مقابل آشوریان سخن گفته ام. قهرمانی به نام « ائنگور» که بنا به شواهد و قرائن بسیارمنطقه انگوران نام خود را از وی گرفته است. قهرمانی که از برای حیثیت تمدن خود شمشیر کشیده امّا مغلوب "شامشی آداد" پنجم آشوری شده و دردژساحلی خود در کنار قیزیل اؤزن مدفون گشته است. دژی به نام سیبار که هم اکنون اهالی منطقه آن را سیبه دالی می گویند. همچنین نظراتی مبنی بر اینکه "نادرشاه افشار" اصالتاً اهل انگوران و از طایفه قرخلوی انگوران است و یا احتمالاتی مبنی برانگورانی بودن زرتشت پیامبر که اهل روستای گنزک ( گنج آباد کنونی) انگوران بوده است. حتی من در سه شماره از هفته نامه موج بیداری و در نمره های 109، 110 و 111 در مورد دین، نژاد و زبان مردم انگوران در سخن گفته ام. از سیرتاریخی زبان مردمان منطقه از زمان ماننایان و مادیان التصاقی زبان ( خویشاوندان زبان ترکی و احتمالا اجداد زبان ترکی امروزی) تا ترکان سلجوقی و افشارکه ییلاق نشین سرزمین انگوران بوده اند.و از دین آنان در سه مقطع تاریخی. امّا در اینجا می خواهم تنها نگاهی گذرا به تاریخ روستای انگوران داشته باشم، روستایی که کل منطقه نام خود را از آن گرفته و او هم از قهرمانی به نام « انئگور». روستایی که با نام عارف وشاعر بزرگ مولانا همتی انگورانی گره خورده است. روستاهای منطقه انگوران عموماً در دامنه کوهها و کوهپایه ها و در نزدیکی منابع آب واقع هستند. بخش های زیادی از ارتفاعات زیرکشت محصولات دیمی قرار دارند. تنها حاشیه رودخانه قیزیل اؤزن و چند رود دیگر مثل ماراش چایی و انگوران چایی و غیره هستند که در برخی از نقاط به صورت هموار بوده و زمینهای عمده زراعی را تشکیل می دهند. روستای انگوران نیزچنین است. روستایی که تقریباً از سه جهت محصور ارتفاعات است با باغات سرسبز اطراف روستا. با قلعه های فرو ریخته؛ « یار قلعه سی » باقیمانده یا بهتر بگویم فرو ریخته از تاخت و تاز لشکرها، شاید. « ماندا تپه سی » باقیمانده ، شاید از زمان ماننایان. روستایی که هنوز بوی لالایی های ترکی می دهد: « لای لای دئییم یاتاسان، قیزیل گوله باتاسان، قیزیل گول سرو آغاجی، کؤلگه سینده یاتاسان». با باورهایی اسطوره ایی از مولانا همتی که گاه طبق روایتی او را سیل برده، گاه سرش را سه بار(شاید عثمانی ها) بریده اند و دوباره سرجایش برگشته است.طبق کاوش های باستانشناسی اداره کل میراث فرهنگی به سرپرستی دوست بزرگوارم آقای ابوالفضل عالی روستای انگوران و عموماً اکثر روستاهای منطقه از اعصار دور قبل از اسلام و قبل از میلاد مورد توجه انسانها برای استقرار دائمی و حتی گاه فصلی بوده است. منطقه « یار قلعه سی» که در حدود 500 متری شرق روستا و برساحل رودخانه انگوران واقع است مربوط به عصرکالکلوتیک و عصر برنز است. تپه بیضی شکلی که درست در محل تلاقی دوشاخه رودخانه انگوران و برساحل آن قرار گرفته ، محل استقرار دائمی انسانی بوده است. انسانهایی هنرمند که هنر خود را در ساخت سفالها به خوبی به نمایش گذاشته اند. سفالهایی که با دست ساخته شده اند، با خمیره های قرمز و نخودی و قهوه ای، تعدادی از آنها پوشش گلی قرمزو قهوه ای غلیظ دارند. برخی نیز تزئینات نقاشی شده به رنگ سیاه و قهوه ای بر بدنه خارجی دارند. منطقه ای دیگر پایین تر از یار قلعه سی و در حدود 20 متری جنوب آن وجود دارد متعلق به اعصار برنز- آهن – هخامنشی ؛ تپه بلند مخروطی شکلی که سمت غرب آن به وسیله رودخانه بریده شده ،محل استقرار دائمی انسانها بوده است. با سفالهای بسیار شبیه به « یار قلعه سی». منطقه دیگری درروستا وجود دارد موسوم به "ال تپه سی" در ابتدای روستای کنونی و در مجاورت خانه های روستا، منطقه ای برای استقرار فصلی، متعلق به عصر آهن. با سفالهای جمع آوری شده به خمیره های قرمز و قهوه ای و خاکستری . ساده و بدون لعاب، اغلب چرخ ساز با ماده های چسباننده معدنی . حدود 2 کیومتری غرب روستا و در مسیرانگوران – چای کند نیزبنای مخروبه ای وجود دارد به نام کیسا، با قدمت اشکانی – ساسانی. فضای مربع شکلی که آثارملاط و لاشه سنگ در آن وجود دارد. تپه دیگری موسوم به « ماندا تپه سی» یا همان ( چپ دره سی) در 150 متری شمال روستا وجود دارد که متعلق به عصر اشکانی – ساسانی است.اصولا حیات انسانی در منطقه را می توان تا اواخر دوران اسلامی جستجو کرد، آنجاست که در حدود 100 متری شمال روستا به کوه "چیلله خانا" می رسیم، محلی برای استقرار دائمی، با آثار تخریب و دستکاریهای انسانی.آری انگوران هنوز زنده است، با کوههایی که هنوز پژواک صدای آشیق هاست، پژواک داستان اصلی - کرم، کوراوغلو و عابباس- گولگز. خانه هایی که تا چندی پیش با کاهگل ساخته می شدند و سفید می گشتند. نقاشی هایی که با رنگ های دست ساز و درست به شیوه اجداد هنرمند خود که در سفالها دیدیم و در چهارشنبه آخرسال روی دیوارهای تازه سفید شده کشیده می شد، تصویرخورشید، انسان و سنبله گندم . انگورانی که هنوز هوهوی عارفان در شبانگاه پرستاره را به خاطردارد، انگورانی که شاهد پرپرشدن جوانان روستا در جنگ و شهید شدن « الشهید همتی انگورانی»بوده است .انگوران هنوز نفس می کشد. |
|||||
|
|||||