|
|
|
|
|
يكي از نشانه هاي باريتعالي و نعمتي پايان ناپذير است ) مي تواند باعث شكوفايي اذهان و رضايت خالق و مخلوق گردد و در غير اين صورت بايد متظر عواقب اين كفران نعمت باشيم. يكي ازاموراتي كه مي تواند نگاه سياسي به فرهنگ را به نگاه فرهنگي تبديل كند؛ توجه و اقدام عملي مطبوعات محلّي نسبت به فرهنگ و زبان مردم است . مطبوعات محلّي با هرگرايش و سليقه اي كه دارند؛ بايد فرهنگ مردم را به رسميّت بشناسند و با پرداختن و همگاني كردن فرهنگ و زبان مردم، آن را از خطر تابو شدن برهانند . امّا اگر مطبوعات به آن نپردازند ، آن به امري جناحي و پيش پا افتاده تبديل خواهد شد وخداي ناكرده دوستي زبان و ادبيات مردم تا اندزه يك سليقه فردي يا گروهي تنزّل خواهد يافت . به نظر مي رسد توجه به زبان مادري مردم از جانب تلويزيون و راديو، فرهنگسراها ، مطبوعات و رسانه ها ضمن اين كه « تركي داني» و « تركي نويسي» را از انحصار افرادي خاص در مي آورد وباعث بر انگيختگي اطمينان مردم نسبت به رسانه ها و باني شكوفايي امر فرهنگ و تقويت معنويت اجتماعي خواهد شد . در اين ميان وظيفه سازمانها ي دولتي مانند سازمان ميراث فرهنگي ،صدا و سيما، اداره ارشاد ، حوزه هنري ، آموزش و پرورش و دانشگاهها بسي سنگين تر از سايرين مي باشد . انتظار مي رود اين نهاد هاي فرهنگي كه مسئول هزينه كرد بيت المال در سطح محلّي هستند با بهره گيري از توان نهادهاي غير دولتي ( مثل مطبوعات و ngo ها) و استفاده از وقت و هنر علاقمندان منفرد موجود در بطن جامعه ،بتوانند شكوفايي فرهنگي بي نظيري در منطقه ايجاد كنند. براي مثال چنانكه سازمان ميراث فرهنگي نگران افتادن يك آجر چند صد ساله از بدنه يك بناي تاريخي است، البته بايد نگران افتادن و فراموشي يك واژه اصيل از بدنه فرهنگ و زبان چندين هزار ساله تركي هم، باشد كه آن ميراث مادي و اين ميراث معنوي است، والبته ميراث معنوي بسي ارزشمند تر و قابل احترام تر از ميراث مادي است . 2 همراهان و دوستاران بايرام ! شماره 4 ماهنامه پيش روي شماست . در مدت كوتاهي كه شروع به انتشارتنها ماهنامه فرهنگي، اجتماعي، هنري ( حداقل) در سطح استان زنجان كرده ايم؛ خود را با دنيايي از مطالبات و انتظارات مطبوعاتي – فرهنگي و اجتماعي و هنري مواجه ديده ايم . مطالباتي كه متأسفانه توسّط رسانه ها و تريبونهاي ديگر به طور مسئولانه بدان پاسخ داده نشده است . عجيب است اين انتظارات البته بسيار ساده هم هستند ؛ فقط مقداري خوش ذوقي و درك فرهنگي لازم است تا بتوان انبوهي از دلمشغولي هاي ساده مردم را جوابگو شد. پرداختن و نگاه فرهنگي به فرهنگ اصلي مردم داراي چنان جذابيتي است كه به نظر حقير حتّي مشغله هاي رنگارنگ و گول زنگ اقتصادي هم ياراي مقابله با آن را ندارد. واضحتر بگويم در شماره 2 و 3 بايرام با سادگي تمام موضوعي را با عكسي از ماكت هاي دست ساز يك هنرمند زنجاني راتيتر اصلي كرديم ؛شايد باور نكنيد، براي همه ما شگفت انگيز بود كه در 3-4 روز اوّل تمام شماره هاي بايرام به فروش رفت ؛ حتّي آرشيو ما هم به يغماي دوست و آشنا . « قديم زنگان هاياندادير» تيتر ساده اي بود كه مردم آن را پسنديدند و در بعضي از شهرهاي استان از آن كپي گرفتند و در خود زنجان هم هكذا. اگرچه ممكن است به نظر بعضي ها نشريه ما چون نه داراي رانت سرمايه هست و نه داراي رانت قدرت ،پس نمي تواند موفق عمل كند ؛ اما ما معتقديم رانت فرهنگ(نمي دانم شايسته است رانتش بنامم!) كه پشتيبانان آن همين مردم ساده كوچه و بازار هستند؛ مهمتر و قابل اطمينان ترند؛ البته به شرطي كه من و ساير دوستان همكار لياقت جلب مردم را داشته باشيم . 3- قيمت بايرام قيمت روي جلد بايرام را چنانكه مشاهده كرديد، 200 تومان نوشته ايم . در حاليكه هر جلد نشريه براي ما بيش از 700 تومان آب مي خورد و ما مجبوريم 500 تومان از محل تبليغات و آگهي ها به خواننده محترم سوبسيد بپردازيم – اين امر اگر چه باعث فروش زياد نشريه خواهد شد ولي باور كنيد براي بلند مدت نه، بلكه براي ميان مدّت هم امكان پذيرنيست . چون از قيمت 200 توماني نشريه 100 تومان از آن موزّع و فروشنده و ... است . پس در حقيقت چيزي براي دفتر نشريه باقي نمي ماند . شايد به همين خاطر است كه گفته اند كار مطبوعاتي نوعي ديوانگي است . خلاصه كلام اين كه ما پيه دويست تومان را بر تن ماليده ايم ؛ امّا انصافاً و وجداناً در اين راه پر صعب اگر كسي را يارا و نيّت امداد به آسيب ديدگان عرصه مطبوعات باشد ! ما دستشان را مي بوسيم و با كمال ميل امداد شان را در راه مردم و فرهنگ ارزشمند شان هزينه مي كنيم . |
||