|
|
|
|
|
تابویی به نام« زبان مادری» با یکی از همکیشان فارس(غیر بومی) که همکار فرهنگی ام می باشد در مورد زبان مادری و روز جهانی زبان مادری صحبت می کردیم، ایشان نکته ی جالبی را یاد آور شدند که مشابه آنرا چند روز قبل با سایر دوستان در میان گذاشته بودم .ایشان می گفت: خوش به حال شما که از وجود و نام مقدس «زبان مادری » لذت می برید.در بین ما (فارسها) چیزی به نام زبان مادری محلی از اعراب ندارد. در سخن این عزیز که دقیقتر شدم،احساس او را درک کردم و آن این بود که سانترالیزم زبانی که با رهنمود نویسنده هایی مثل محمودافشار و....در روزگار پریشانحالی روشنفکران این سر زمین و قتل و حذف چهره های ملی مذهبی مورد وفاق مردم تئوریزه شده است حتی خود فارس زبانان را هم از لذت عنوان «زبان مادری »محروم کرده است. آنها در چهره ی زبان فارسی که به زبان دستگاه حکومتی تبدیل شده است نه نشانی از لطافت مهر مادری می بینند نه سراغی از پیچ و خم های کنجکاوی آور زبان محاوره ای توده و زبان مخفی درآن می توانند بگیرند. نمونه ی این محرومیت را در پنهانکاری و عدم درج روزی به نام« روز جهانی زبان مادری» در تقویمهای رسمی و حکومتی می توان دید . راستی آیا فقط ترک ها ،کردها بلوچ ها و عربها دارای زبان مادری هستند .؟ و فارسها زبان مادری ندارند ؟ نتیجتا می توان گفت که همان سانترالیزم زبانی تلقین شده در هشتاد سال گذشته که در راستای ملت سازی ساختگی دوران رضاخان بوده است امروزه فارس زبانان را هم از شریک شدن در جشنهای بین المللی برای حرمت گذاری زبان مادری محروم کرده است. وقتی جوانان زنجانی را به خاطر زبان مادری با غیر عادیترین شیوه ها تنبیه و دستگیر کردند ،نکاتی سئوال بر انگیز در ذهنم شکل می گرفت چند مورد از آتها را با تو خواننده ی عزیز در میان می گذارم، 1- وقتی جوانان زنجانی را در سبزه میدان شهر و پیش چشم مردم دستگیر می کردنند ،مردم رهگذر به طنز و کنایه به همدیگر می گفتند «ائله بیل شهرام جزایری توتوللار»(یعنی گویی شهرام جزایری می گیرند) جالب است همان روز صبح شهرام پریده بود.امان از دست طنز مردم ! 2- در طول این روز ها بسیاری از مدعیان خیلی چیزها ،خیلی چیزشان شده بود.! 3- «مردم نو» تنها روزنامه و البته حرفه ای استان کاری کرد که شایسته است به لحاظ به جا آوردن حق این امر مهم تقدیر گردد.اگر روزی می گفتند «ایسنا ،ا یسنای نازنین» امروز هم می توان گفت «مردم نو،گؤزل مردم نو» 4 - رسانه های مرکز ثابت کردند که راست گفته اند«کس نخاردپشت من جز ناخن انگشت من» (قونشویا اومود اولان شامسیز قالار) 5- عجیب است به خدا عجیب است …. نمی دانم در شهر نفتی تهران چه می گذرد،همین قدر می دانم صدها نفر از طریق مقولات بسیار شیرین!! (فرهنگ ،حقوق ،ادبیات،هنر ،رسانه ،حقوق بشر! و…..)نه تنها نان می خورند بلکه مالکان بی رقیب کرسی های تدریس و خطابه وشهرت و عزیزیت و نام و نان نیز می باشند اما ایشان گویی خبر از حاشیه ندارند .چه خوش گفته اندآنهایی که گفته اند(از کلمات شتر پنبه برف«قار» کبک«کهلیک» جمله بسازید) 6- من نمی دانم واقعا چرا سعید متین پور ،جلیل غنیلو،تئلناز نعمتی و.... نتوانند به راحتی با «شعر و شیرینی»به همشهریان خود بگویند «آنا دیلی گونو مبارک».راستی اگر شهریار ،حکیم هیدجی،حکیم نباتی ،مولانا فضولی و مولانا جلال الدین زنده بودند و رفتار و کردار خیلی ها را تماشا می کردند چه می گفتند؟! 7- راستی آیا شما فکر می کنید«تابو »و ساختن آن مختص انسان های ابتدایی و باستانی بوده است؟. اگر جواب شما منفی می باشد بس باید به این سئوال جواب دهید که چرا زبان ترکی (و .......) در کل و اصطلاح «زبان مادری و روز جهانی زبان مادری »در سرزمین ما به شکل «تابو» در آمده است.
|
||