|
سن بیزیم بایرامیمیزسان قیشی یاز ائیله میسن...
|
|
|
|
||||
|
سرمقاله شماره ۲۱ ماهنامه بایرام/ مدیر مسئول یوخ یوخ بو طبیعت ده گونش واردیر، ایشیق وار نوریله حیاتین آراسیندا یاراشیق وار هر اؤلکه ده انسانلیغا مینلرجه عاشیق وار افسانه دئییل کلمه ی حق، لفظ عدالت «درفشی» «کتابکده فرهنگ» را استادمان آقای دکتر « درگاهی» در مهرماه 1371 برایمان شناساند. من قبل از آن تمام کتابفروشی های زنجان را می شناختم، عجبا این مکان بکر و اسرار آمیز را هرگز ندیده بودم. در حقیقت این دانشگاه بود که باعث و بانی این آشنایی و ورود جدی ما به عالم کتاب و کتابکده فرهنگ شد. کتابکده فرهنگ تنها جایی بود که می شد کتابها را حس کرد، آنها را بویید و بوسید. اگر هم نمی خریدی می توانستی سرپایی کلی از آن را مطالعه بکنی. چه بسیار افرادی که با همین دیدارهای سرپایی کتابخوان شدند یا با زیارت جلد و شناسنامه آنها به کتابدانان قهاری تبدیل شدند. این مقدمه را آوردم تا از مردی یاد کنم که بانی کتابخانه فرهنگ است. « حاج محمد رضا تقدسی» مرد تلاشگری که در شهریور امسال عده ای از فرهنگدوستان و کتابخوانان و نویسندگان زنجان برای نکوداشتش در یک جا جمع شدند. در حقیقت این تقدیر، تقدیر از فرهنگ و کتاب بود. در آن جمع فرهنگی، دوستان قدیم و جدید حاج رضا در مورد خدمات فرهنگی وی سخنها و خاطره ها گفتند. سخنانی که بیان می داشت که چرا و چگونه حاج رضا تقدسی، عطای معاملات پر سود تجاری را به لقایش بخشید و خویشتن را وقف کتاب و فرهنگ کرد. آنها گفتند که چگونه انبوهی از دانشجویان زنجانی و شهرستانی در طول تحصیلات دانشگاهی خود به قسط و نسیه کتابها بردند و مبالغ آنها را دادند و ندادند و نیز گفتند که حاج رضا چه بزرگوارانه سالهاست که شاهد و شریک این ناز و نیاز اهالی فرهنگ و دوستداران کتاب می باشد و آنگونه که می نماید، گویی این رویه قصد ترک فرهنگخانه فرهنگ را به این زودی ها ندارد و..... در اینجا شایسته است، من هم از بانیان آن جلسه که بنیانگذاران یک رسم خیر و ماندگار در این شهر شده اند و هم از حاج رضا تقدسی که سالها صبورانه بار زحمت تغذیه روحی و معنوی فرهنگدوستان و فرهیختگان را بر دوش کشیده اند، قدر دانی نمایم. و این شعر « شهریار» را فرا یاد آورم که: جان من یاد عزیزان کهن دار به خیر زانکه ترکیب تو از تجزیه ایشان بود |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ناظم حکمت شاعر « نان و نمک »1 در مقدمه شعر بلند « مناظر انسانی سرزمین من » مینویسد: « خیلی پیشتر روی کتابی با عنوان دایرهالمعارف انسانهای بزرگ» کار کرده بودم، در دایرهالمعارفم ژنرالهای بزرگ، سلاطین، صاحبان صنایع، دانشمندان، ملکههای زیبائی، قاتلها و میلیادرها را وارد نکرده بودم، بلکه دایرهالمعارف کارگران، دهقانان و پیشهورانی بود که آوازهی شهرتشان از مرز دیوارهای کارخانه، پرچین روستا ومحلهشان فراتر نرفته بود.» 2 ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1 - «اگر فائوست صورت ازلی فرهنگ آلمان است؛ اگر پرومته صورت ازلی فرهنگ غرب است»1 پس صورت ازلی فرهنگ ما چه می تواند، باشد؟ در پاسخ این سخن می توان گفت که خود زبان ترکی، صورت ازلی فرهنگ ترکان است. شاید این مقایسه کمی غریب به نظرآید، اما تمام آن چیزهایی را که یک آلمانی و یک فرنگی از صورازلی مزبور درمی یابد؛ یک ترک آن را از زبان مادری خود درمی یابد؛ چون زبان ترکی آیینه تمام نمای فرهنگ باستانی ترکان است. زنگانلی علی محمد بیانی ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زنگان تا چه حدی از استاندارهای شهری برخوردار است؟ این سؤالی است که همواره ذهن خیلی را به خود مشغول می دارد. نگارنده نیز معمولاجزء این افراد بوده ام. امّا واقعیت اینست که ایده آل قابل حصولی برای اوج یک مدنیت و شهریت نمی توان متصور شد زنگانلی علی محمد بیانی ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بايرام راهي براي ابراز ارادت به فرهنگ مردم 1- نگاه فرهنگي به فرهنگ بسياري از مشكلات ما در غياب اخلاق و از تدخيل (دخالت دادن ) مسائل در همديگر نشأت مي گيرد. مثلاً دخالت دادن سياست در اقتصاد و بالعكس و يا در فرهنگ و مسائل علمي كه هم باعث تعطيلي انگيزه ها مي شود و هم باعث بالا رفتن هزينه هاي جاري نظامهاي سياسي . حوزه فرهنگ از جمله حوزه هايي است كه در اين كش و قوسها بيشترين آسيب ها را خواهد ديد . ما درحوزه استحفاظي خود ( ماهنامه بايرام) سعي در رعايت اين امر داريم كه به ياري حق و دلداري دوستان، اميد است تجربه موفقي را از چنين آرماني به نمايش بگذاريم . ما معتقديم اگر به مقوله فرهنگ و زبان اقوام اين سرزمين ازمنظر فرهگ نگريسته شود ، نه تنها هيچ مشكلي وجود نخواهد داشت بلكه اين تنوع ( كه يكي ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
، +مقدمه ای بر بومی سازی نام ها و نشان ها ی زبانی * علی محمدبیانی 1- مقدمه ای بر این مقدمه: احمد کسروی می گوید درتهران سوار ماشینی شدم که راننده اش اهل گفتگو و خوش مشرب بود. از او که مدام در مورد ماشین «استود بیکر »خود صحبت میکرد پرسیدم،ماشینت ساخت کجاست؟ ادامه مطلب |
|||||
|
|||||